تبليغاتX
ترنم
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم...


 

دیشب ترانه و شعرش بهانه بود

ساز و نوای دلش بغض کرده بود

هی خواستم از این هوایش درآورم

لعنت به این هوا که مرا هم گرفته بود

سوغات لحظه های جدایی است ابر دلتنگی

شاید ببارد و پر شود جای خالی ها

افسوس زاین زمانه که با هر سلام ما

جا باز می کند برای خداحافظی ها

هر لحظه که می رود از پیش چشم ما

بادبادکی ست فراری زدست ما

امشب ترانه و شعرم بهانه است

ساز و نوای دلم بی عطر مریم است

...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:22  توسط مریم  |